تبلیغات
معبر صفر و یکی ها - جلوه‌ ای از رحمت الهی در وقت مرگ
صفحه معبر در فیسنما صفحه معبر در افسران صفحه معبر در پاتوق منتظران صفحه معبر در سنگریها صفحه معبر در کلــوب
آخرین مطالب


معبر صفر و یکی ها - آیت الله جوادی آملی درباره علت دیوانه محشورشدن رباخوار گفت: بعضی از رباخواران می‌گویند ما پولمان را اجاره دادیم! كسی كه اندیشه‌اش این است در برابر خدای سبحان می‌گوید من همان‌ طوری كه خانه را اجاره می‌دهم پولم را اجاره می‌دهم این مخبط است و این خبطش در قیامت ظهور می‌كند ...
:: جهت مشاهده بقیه پست به ادامه مطلب مراجعه کنید ::






آیت الله جوادی آملی در بخشی از تفسیر آیات 166 و 167 بقره ﴿إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُوْا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأسْبَابُ ٭ وَقَالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذلِكَ یُرِیهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَیْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِینَ مِنَ النَّارِ﴾ بر نامحدود و ابدی بودن كفر تأکید کرد و درباره نبود مرگ در جهنم گفت: بعضیها خواستند بگویند كه از این آیات استفاده می‌شود كه تا جهنم هست عذاب هست و اما اگر جهنم و اهل جهنم از بین رفتند از باب سالبه به انتفای موضوع دیگر خلودی نیست؛ ولی باید گفت جهنم از بین نمی‌رود و ارواح كفار مرگ ندارند، چون مرگ مرده است، شیطان و ذریه شیطان كه وقود نارند مرگ ندارند. زوال و نابودی در دنیاست، وگرنه جهنم كه دار آخرت است، دارالقرار است. اگر فرض بشود كه آنجا هم بعد از چند سال رخت بربندند آن هم می‌شود دارالمرور نه دارالقرار، آن هم مثل دنیاست. اگر موجوداتی در نشئه‌ای چند صباح باشند بعد رخت بربندند آنكه دیگر دارِ قرار نیست! ...
 
عدم تخفیف عذاب كافران جهنمی
 
وی در ادامه تصریح کرد: در سوره مباركه «فاطر» آیه 36 این است كه ﴿والذین كفروا لهم نار جهنم لایقضی علیهم فیموتوا و لایخفف عنهم من عذابها﴾؛ نه قضای الهی می‌آید كه اینها از بین بروند (كه اجل مقضی داشته باشد خدای سبحان در آنجا) فرمود: ﴿لا یقضیٰ علیهم﴾، چون ﴿قضیٰ اجلاً و أجل مسمّیً عنده﴾ اجل در نشئه دنیاست، در جهنم ﴿لا یقضی علیهم﴾ مرگ نیست ﴿والذین كفروا لهم نار جهنم لا یُقضیٰ علیهم﴾ ؛ بر آنها مرگ قضا نمی‌شود (حكم نمی‌شود). ظاهر آیه این است كه جهنمی‌ها نمی‌میرند، نه جهنمی‌ها مادامی كه جهنم وجود دارد نمی‌میرند، ظاهرش این است ﴿لا یقضی علیهم﴾، پس اینها همیشه زنده هستند، حالا كه زنده‌اند از تخفیف الهی برخودارند یا نه؟
 
 صاحب تفسیر تسنیم افزود: فرمود: نه، برای اینكه ﴿و لا یخفف عنهم من عذابها كذلك نجزی كل كفور ٭ و هم یصطرخون فیها ربنا أخرجنا نعمل صالحا غیر الذی كنا نعمل أولم نعمركم ما یتذكر فیه من تذكر و جاءكم النذیر فذوقوا فما للظّالمین من نصیر﴾ ؛ اینها صراخ و ناله دارند كه ما را از جهنم بیرون بیاور می‌گویند ما را بمیران: ﴿یا مالك لیقض علینا ربك﴾ ، جوابش این است كه ﴿لا یقضی علیهم﴾. آن روز هم یك آدم لجوجی‌اند، به این سرپرستان جهنم می‌گویند به خدایت بگو كه جان ما را بگیرد؛ (دیگر نمی‌گویند خدایا «اقض علینا») می‌گویند: ﴿یا مالك لیقض علینا ربك﴾، اینها آن لجوجهایی هستند كه در جهنم هم نمی‌گویند «ربنا»، به سرپرست جهنم كه مالك (س) است می‌گویند: ﴿یا مالك لیقض علینا ربك﴾؛ نه «ربنا».
 
وی تصریح کرد: گاهی كه شدت عذاب را دیدند یا آن نفاق درونی‌شان ظهور كرده است؛ یا گروهی دیگری از آنها می‌گویند: ﴿ربنا أخرجنا نعمل صالحا غیر الذی كنا نعمل﴾؛ ما را برگردان به دنیا تا كار خیر انجام بدهیم غیر از آن روش باطلی كه داشتیم، آنگاه جوابی كه می‌شنوند این است: ﴿أو لم نعمركم ما یتذكر فیه من تذكر﴾ ؛ مگر ما عمر طولانی به شما ندادیم كه برای تذكر كافی باشد؟ [مگر] مهلت فراوان ندادیم كه برای تذكر كافی باشد؟ دهها بار زمینه تذكر فراهم شد متذكر نشدید، عمر طولانی هم كه به شما دادیم. شما همانید كه اگر برگردید همان بودید كه ﴿لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه﴾ ـ كه این [آیه سوره «فاطر»] تقریباً مسانخ آیه سوره «انعام» است ـ، فرمود: ﴿او لم نعمركم ما یتذكر فیه من تذكر و جاءكم النذیر﴾ ؛ آنها آمدند به شما اعلام خطر كردند ﴿فذوقوا فما للظالمین من نصیر﴾ . بنابراین مرگ برای جهنمی ها نیست؛ نه اینكه مادامی كه در جهنم‌اند نمی‌میرند، اصلاً ﴿لا یقضیٰ علیهم﴾ .
 
وی با اشاره به آیه 74 سوره«زخرف» گفت: اگر بعضی از آیات اطلاق داشته باشد كه غیر كافر عنود را بگیرد البته قابل تخصیص و تقیید است ـ در این آیات فرمود: مجرمین دائماً در عذاب جهنم‌اند و فتور و ضعفی برای اینها نیست كه عذاب از اینها تخفیف پیدا كند (این‌چنین نیست)، پس جهنم دائمی خواهد بود و اینها هم دائماً در جهنم‌اند و تفتیر، تخفیف، فتور و امثال‌ذلك نیست: ﴿لا یفتر عنهم و هم فیه مبلسون﴾ ؛ اینها مبلس‌اند، غمگین‌اند، متأثرند و متأسّف. فرمود: اینكه اینها دائماً در عذاب‌اند نتیجه عمل خودشان است، ما عادلیم این ظلم نیست: ﴿و ما ظلمناهم ولٰكن كانوا هم الظالمین﴾ . سرّش این است كه انسان در علوم مادی ترقی كرده است؛ اما در علوم معنوی بسیار راجل است؛ اصل روح، عقیده، اخلاق، اوصاف اینها چه اندازه اثر دارد، اینها اصلاً مطرح نیست.
 
پاسخ شبهه ناسازگاری خلود با عدل الهی
 
آیت الله جوادی آملی یادآور شد: در این كریمه فرمود كه ما ظلم نكردیم ما عادلیم، پس نباید گفت خب خدای عادل چگونه عذاب را تخفیف نمی‌دهد، مگر هیچ انسان عادلی حاضر است كه بیش از اندازه گناه انسان را این‌چنین كیفر كند، حتی تخفیف هم ندهد، حتی اجازه عذرخواهی هم ندهد و به او بگوید «اخسأ»؟ این عدل است برای اینكه ما هرچه كوشیدیم از آن طرف توقع عدل و رحمت داشتیم، از این طرف بحث نكردیم ببینم گناه یعنی چه و روح را چه می‌كند. اصلاً روح چیست؟ گناه چیست؟ صفت بد چیست؟ چگونه این روح را به صورت یك مار درمی‌آورند؟ از این طرف هیچ بحث نكردیم، از آن طرف چشم طمع به رحمت حق دوختیم. خدا می‌فرماید ما ظلم نكردیم: ﴿ما ظلمناهم ولٰكن كانوا هم الظالمین﴾ بعد همین مبتلایان به جهنم می‌گویند: ﴿و نادوا یا مالك لیقض علینا ربك قال انكم ماكثون﴾ خب اینها تمنی مرگ می‌كنند. تمنی خروج كردند جواب نفی شنیدند، گفتند اجازه بدهید ما عذرخواهی كنیم جواب «اخسأ» شنیدند، گفتند اجازه بدهید بیرون برویم اصلاح می‌شویم جواب نفی شنیدند، گفتند یك روز عذاب را تخفیف بدهید: ﴿یخففْ عنا یوما من العذاب﴾ جواب نفی شنیدند، گفتند كمی شعله را كمتر كنید جواب ﴿لا یفتر﴾ شنیدند جواب ﴿لا یخفف﴾ شنیدند، سرانجام عرض كردند پس جان ما را بگیر جواب نفی می‌شنوند كه اینجا مرگ نیست.
 
وی افزود: خب در مقابلش بهشت هم آن چنان است. سرّش این است كه اصلاً روح، معنای روح، عظمت روح، اطاعت و ثواب چون بحث نشد انسان تعجب می‌كند كه چطور جای یك مؤمن در قیامت آن قدر وسیع است كه همه اهل دنیا اگر مهمان او باشند جا دارد! این روایات بهشت است كه ملاحظه می‌فرمایید. در نهج‌البلاغه هست كه حضرت فرمود: اگر شما بدانید بهشت چه خبر است اینجا كه من نشستم جمع نمی‌شوید (دور من)، می‌روید به دنبال كارهایتان كه زودتر به بهشت برسید، فرمود چون نمی‌دانید آن عالم چه عالمی است (آنجا چه خبر است)، خیال می‌كنید یك دنیای خوبی است یا یك زندان بدی است (این‌چنین نیست). فرمود: ما ظلم نكردیم، هر چه اینها پیشنهاد دادند جواب نفی شنیدند، چون در دنیا هم هر چه انبیای ما، عقل ما، وحی ما به آنها دستور می‌دادند اینها جواب نفی می‌دادند:﴿فنبذوه وراء ظهورهم﴾ ،لذا فرمود: ﴿و نادوا یا مالك لیقض علینا ربك﴾ جوابش این است كه ﴿انكم ماكثون﴾ ،برای اینكه ﴿لقد جئناكم بالحق﴾ ،ما حق آوردیم و شما نپذیرفتید ﴿و لكنّ اكثركم للْحق كارهون﴾ و امثال ذلك.
 
باطن گناه رشوه
 
این مدرس عالی حوزه در ادامه به باطن برخی گناهان از جمله «رشوه» اشاره کرد و گفت: خب در همان جریان عقیل كه امیرالمؤمنین(ع) آن مسئله را مطرح می‌كند كه برادرم عقیل از من وامی خواست من به او وام ندادم بالأخره آهن را گداخته كردم به او گفتم بگیر او دستش را آورد و جزعش درآمد گفتم كه از آهن گداخته‌ای كه بشر آن را داغ كرد تو قدرت تحمل نداری من چگونه صبر كنم بر آتشی كه جبّارِ آن، آن را مشتعل كرد، در همان قصه یك مطلب دیگری هم هست كه فرمود: من دیدم شبانه كسی آمده زیر لباسش یك ظرفی آورد كه گویا حلواست، من فهمیدم برای چه منظور آورد، گفتم: اگر صدقه، زكات و امثال ذلك است كه به ما نمی‌رسد و اگر منظور دیگری داری تو مخبّطی (یعنی اگر به قصد رشوه آوردی تو مخبّطی)، چرا؟ برای اینكه هیچ آدم عاقلی حاضر نیست كه غذایی كه از قی‌كرده افعی درست بشود بخورد.
 
وی افزود: خب اینكه نظیر شعر شاعران اغراق‌گو نیست كه از باب «احسن الشعر اكذبه» با مبالغه همراه باشد، فرمود: این رشوه باطنش آن است (خلاصه)؛ مثل آن است كه یك غذایی را افعی بخورد كه یك بار از این مسیر سمّ كه دهن آن است می‌گذرد، وقتی خورد دوباره این غذا را برگرداند و قی بكند (غذای تهوع‌شده آن هم دوبار از مسیر سمّ بگذرد)، اگر كسی آن قی‌كرده افعی را به صورت یك خمیر دربیاورد كسی حاضر است بخورد؟ خب یقیناً حاضر نیست، فرمود رشوه همین است، هیچ عاقلی حاضر نیست كه قی‌كرده افعی را بخورد. خب چرا خدای سبحان درباره رباخوار فرمود: اینها در قیامت مخبّط محشور می‌شوند؟ آنها كه ربا می‌خورند ﴿لا یقومون الا كما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس ذلك بأنهم قالوا انما البیع مثل الربا و أحل الله البیع و حرّم الربا﴾ فرمود: رباخوار دیوانه محشور می‌شود؛ نه دیوانه نظیر مجانین تیمارستان دنیا، آنكه عذاب نیست، دیوانه چه عذابی می‌بیند مگر از سرما و گرما، از اینكه مجنون است كه شرمنده نیست، بستگان او وقتی او را می‌بینند خجالت می‌كشند وگرنه خود او چون عقل ندارد شرمی ندارد؛ ولی در قیامت رباخوار می‌فهمد كه دیوانه است (او می‌داند دیوانه شده است)، لذا عذابش الیم است.
 
آیت الله جوادی آملی تأکید کرد: یك انسان مخبّط دست به ربا می‌زند چون باطنش همین است. حضرت در آن خطبه فرمود: «أمختبط أنت» برای اینكه یك آدم عاقل حاضر نیست این را بخورد. معلوم می‌شود گناه یك حساب دیگری دارد. ما درباره آن مرگ به بعد اصلاً بحث نكردیم، علم‌ها هرچه پیشرفت كرده نگذاشت انسان بفهمد مرگ به بعد چه خبر است، ما هم كه عهده‌دار این‌گونه از مسائلیم كه كمتر درباره آن بحث می‌كنیم، چون به صرف ما نیست، باید مواظب خودمان باشیم خب سخت است، این است كه همه‌اش پرداختیم به این قسمتها. فرمود كه اگر شما بدانید گناه یعنی چه، روح چگونه پلید می‌شود، انسان در برابر خدا نافرمانی می‌كند چه خواهد شد و حرام و حلال چه تأثیری دارد، هرگز دست به گناه نمی‌زنید.
 
وجه دیوانه محشور شدن رباخوار
 
 وی درباره علت دیوانه محشور شدن رباخوار گفت: چون همه‌اش حق است، چون آخر آن مربوط به عقل اوست، اینكه گفت: ﴿انّما البیع مثل الربا﴾ آن از آن جهت كه می‌گیرد و می‌دهد و پر می‌كند شكم را، منكوساً و شكم‌وارگی محشور می‌شود، از آن جهت كه فكرش این است می‌گوید كه ربا تجارت است [مخبّط است]. بعضی از این رباخواران می‌گویند ما پولمان را اجاره دادیم! خب این فكر از یك عقل كه نشأت نمی‌گیرد از یك مخبّط نشأت می‌گیرد، می‌گویند پول را اجاره دادیم (صریح هم می‌گویند). خب این كسی كه اندیشه‌اش این است؛ در برابر خدای سبحان می‌گوید من همان‌طوری كه خانه را اجاره می‌دهم پولم را اجاره می‌دهم این مخبّط است و این خبطش در قیامت ظهور می‌كند.
 
جلوه‌های از رحمت الهی
 
 وی در ادامه یادآور شد: در بحثهای قبل گذشت اگر كسی هشتاد سال كافر بود و بیش از شصت سال احكام نماز، روزه، زكات (همه و همه) به عهده‌اش بود هیچ انجام نداد، الآن مهمان اسلام است همین كه شهادتین بگوید «الاسلام یجب ما قبله» همه اعمال او از او سلب می‌شود؛ مثل انسانی است كه «ولدته امه» نه قضای نماز دارد نه قضای روزه دارد نه قضای وجوهات شرعی دارد (هیچ)، اگر اتفاق افتاد یك لحظه بعد هم سكته كرد و مُرد اهل بهشت است (دنیا دار تكلیف است) این خداست.
 
آیت الله جوادی آملی در پایان این بخش گفت: مرحوم مجلسی (رض) از بعضی از بزرگان (ظاهراً از والد بزرگوار خودشان یا از بعضی از اهل معنا) نقل می‌كنند می‌گویند آنقدر خدا رحیم است كه مرگ را از پا شروع كرده نه از سر ـ وقتی انسان می‌خواهد بمیرد كه اول مشاعر او از كار نمی‌افتد كه انسان عادی وقتی كه در مرگهای عادی می‌میرد اول پا بی‌حس می‌شود ـ تا انسان در آن حال هم بگوید الله و پاداش بگیرد (چنین خدایی است)، آن آخرین لحظه زبان بند می‌آید و بعد از بندآمدن زبان هم باز بعضی از مشاعر كار می‌كند، در آن لحظه هم ذكر خدا مقبول است ولو توبه مقبول نیست. اینكه مرگ را از پا شروع كرده برای این است كه تا آخرین لحظه رحمت كند (این خداست). حالا اگر كسی با داشتن همه این نشانه‌های رحمت؛ هم عقل را از درون خفه كرد كه ﴿وَقد خاب من دسّاها﴾ ، هم انبیا را از بیرون ﴿یقتلون النبیین بغیر حق﴾ كرد و هیچ راهی برای خود نگذاشت، خدا می‌فرماید كه اگر هم برگردی باز یا پیغمبر می‌كشی یا امام: ﴿لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه﴾ .

منبع:
جنبش سایبری 313

به قلم محمد سمائی در تاریخ : دوشنبه 12 اسفند 1392

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


اوقات شرعی ملارد
امــــروز:
نظرسنجی وب
آیا امام زمان از شما راضیه؟




بــلاگ تــو
نوای آنلایـن معبــر
ابزار وبلاگنویسی
فـال روزانه
آرشیو نمازجمعه ملارد
پیشنهاد ما به شما
مشاهده بهتر معــبر
افتخارات معبــر
وب مراجع و علما










کلیـپ منتخب معبــر
بیســـــــیم به مدیر
وبلاگهای مرکزی
خبرنامه ایـمـیلـی



رایانامه مدیر معبر
حــامی معبــر شوید
حـامیـان معبــر