تبلیغات
معبر صفر و یکی ها - مطالب ابر کمی تأمل
صفحه معبر در فیسنما صفحه معبر در افسران صفحه معبر در پاتوق منتظران صفحه معبر در سنگریها صفحه معبر در کلــوب
آخرین مطالب


عکس/برای کمک به غزه فقط لازم نیست مسلمان باشیمعبر صفر و یکی ها - "برای کمک به غزه فقط لازم نیست مسلمان باشی"، شعار یکی از تظاهرات کنندگان روز قدس در آلمان. جهت مشاهده تصویر در سایز بزرگتربه ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب

به قلم محمد سمائی در تاریخ : شنبه 4 مرداد 1393
معبر صفر و یکی ها - پلاک 1 نوشت:
غیرت و مردانگی !+ عکس

گفت: که چی؟ هی جانباز جانباز ، شهید شهید!
میخواستن نرن! کسی مجبورشون نکرده بود که!
گفتم:چرا اتفاقا! مجبورشون میکرد!
گفت:کی؟!!
گفتم:همون که تو نداریش!
گفت:من ندارم؟! چی رو؟!
گفتم: غیرت!!

به قلم محمد سمائی در تاریخ : چهارشنبه 2 بهمن 1392
معبر صفر و یکی هاجهت مشاهده تصویر در سایز بزرگتر به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه مطلب

به قلم محمد سمائی در تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392
59093451081578311944.jpg

به قلم محمد سمائی در تاریخ : یکشنبه 3 شهریور 1392
فرقی نمی کند در کجای قرن چندم ایستاده باشم !!!

مهم این است که من همچنان رعیتم و تو اربابی یا حسین . . .

sin65h_535.jpg

به قلم محمد سمائی در تاریخ : یکشنبه 3 شهریور 1392
  شبهای قدر 1392 بود؛ ما رفته بودیم هیئت طفلان امام حسین (ع)، یکی از مداحای معروف ملارد رو آورده بود اونجا فقط برا روضه خونی، لا به لای روضه هاش یه روایتی رو بیان کرد، اون گفت؛ خداوند بنده ای بسیار گناه کار رو در آتش بسیار سوزان جهنم رها کرده بود، یک آن، دل خدا برا بنده ی بدکارش سوخت، به فرشته های آتش گفت برید و به اون بنده که داره سخت عذاب میشه بگید خدایت گفت سرت رو بالا بگیر فقط یک کلمه سخن بگو.

http://s1.picofile.com/file/7903148923/images.png

فرشته ها گفتند: خداوندا، درست است که ما فرشته های عذابیم، اما این آتش آن چنان سوزان است که اگر ما وارد آن شویم بالهای ما خواهد سوخت!! خدا فرمود: بروید در امانید. فرشته ها به سمت بنده ی گنهکار رفتند یکی از آنها با لحنی سریع گفت: خدایت فرموده که سرت را بالا گرفته و فقط یک کلمه سخن بگویی؛ فقط یک کلمه. بنده تا سرش را بالا آورد گفت:
یا حسین

  خداوند دلش شکست (منظور از دلش شکست همان ناراحتی است) و گفت ای بنده ی من، بدان و آگاه باش که به جلال و عظمتم قسم اگر می گفتی "الله" باز هم در آتش رهایت می کردم، اما نام کسی را بر زبان بردی که عزیزترین کس من است، حال از جهن خارج شو و به بهشت اعلا برو که در سایه حسین (ع) قرار گرفتی.

به قلم محمد سمائی در تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1392
http://s1.picofile.com/file/7903125264/614312_ChBFmZDc.png


خدایا . . .

من احساس دل تنگی می کنم در این جامعه؛
من احساس دل تنگی می کنم در این معرکه؛
من احساس دل تنگی می کنم در این زمین؛
من احساس دل تنگی می کنم از این همه گناهان روزانه و بدون توبه؛ (استغفر الله الذی لا اله الّا هو)
من احساس دل تنگی می کنم از این رفقایی دارم که دم از دوستی می زنند و در غیاب من هم دل پُر، خالی می کنند؛
من احساس دل تنگی می کنم از اینکه می بینم می گویند: "خواهر، حجابت" و یک بار ندیدم بگویند: "برادر، نگاهت . . ."؛
من احساس دل تنگی می کنم از اینکه هِی قول می دهم و هِی پیمان می شکنم؛
من احساس دل تنگی می کنم از اینکه دیر به دیر به صاحبانم سر می زنم؛
من احساس دل تنگی می کنم از اینکه می گویم "یا ابن الحسن" اما بازهم گناه می کنم؛ از اینکه می گویم "یا ابا عبدالله" و باز هم گناه می کنم؛ از اینکه می گویم "کربلا" ، "مشهد الرضا" ، "سامرا"  . . . و باز هم . . .

ای گناه؛ روی سخنم با توست؛ تو از جون آدمی چه می خواهی؟ آیا آدمی بر تو بد کرده؟

ای تقوا؛ روی سخنم با توست؛ چگونه می توان به تو رسید؟ آیا . . . آیا من آنقدر بد هستم که نمی آیی سراغم یا تو آنقدر با کمالاتی که نمی توانم بیایم سراغت؟
به قول آقای جعفر بگلو (که عامل بسیاری از موفقیت های بنده هستند و إن شاءالله طول عمر داشته باشند): امان از تقوایی که با یک تق، وا برود . . .

خدایا کمکم کن، خدایا دستم را بگیر، خدایا مرا به راه راست منحرف گردان، خدایا مرا ول نکن، خدایا درست است من بنده ی بد، ناشکر، قدر نشناس؛ اما شنیده ام که می گویند: "والله رئوفٌ بِالعِبادُ" ، خدایا اینقدر به بنده ی گنهکارت فرصت داده ای، این یکبار را هم دریغ مکن، شاید بنده ی خوبی شدم!!!

خدایا کمکمان کن و دستمان را بگیر

آمین یا رب العالمین . . .

به قلم محمد سمائی در تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1392
یادمان باشد امروز خطایی نکنیم

گرکه در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پرپروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم زغفلت من ومایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش سازو نوایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق زهر بی سرپایی نکنیم

یادمان باشد اگر حال خوشی دست بداد

جز برای فرج یار دعایی نکنیم

به قلم محمد سمائی در تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392
khosro shakibai

به قلم محمد سمائی در تاریخ : پنجشنبه 3 مرداد 1392
مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا یَهْتَدی لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا

هر كس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده

و هر كس بیراهه رفته تنها به زیان خود بیراهه رفته است 

اسرا/ 15

به قلم محمد سمائی در تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1392
این رو یادت باشه که الآن بعضی چیزا هست که برات گریه داره، اما یه روزی می رسه که به عقب نگاه میندازی و به اون چه که گریه دار بود خواهی خندید . . .

به قلم محمد سمائی در تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1392
  
 
تا میتوانی به همه محبت کن

        و هرگز از محبت کردن دریغ مکن

                      شاید کسی باشد در این دنیا 
 
                             که جانش وابسته است، به محبت تو

به قلم محمد سمائی در تاریخ : شنبه 8 تیر 1392

به قلم محمد سمائی در تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1392

به قلم محمد سمائی در تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1392

به قلم محمد سمائی در تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1392
بگذار بیاید، از در ، دیوار، کنج و کلید، از هر طرف که می خواهد . . .

درد، درد است !!



دلخوش مکن به وارونه خواندنش.
تنها تویی و تنهاییت،
تویی و بارانِ پشت ِ پنجره
دوربین را بچرخان،
کلید را لمس کن
حرکت...
زندگی آغاز می شود دیگر بار
در شکوه ِ چشمانت،
وجودِ پر مهرت ،
و دست های تو،
برای گشودن ِ درهایِ دردناک ِ جهان،
کافی است.
باور کن ...
چونان همیشه ،
خدا را، صبورانه باور کن..

به قلم محمد سمائی در تاریخ : چهارشنبه 2 مرداد 1392
کوچه هایمان را به نامشان کردیم که هرگاه آدرس منزلمان را میدهیم بدانیم از گذرگاه خون کدام شهید است که با آرامش به خانه میرسیم!
نکند عکس شهدا را ببینیم و عکس آنها عمل کنیم...

به قلم محمد سمائی در تاریخ : دوشنبه 31 تیر 1392

اوقات شرعی ملارد
امــــروز:
نظرسنجی وب
آیا امام زمان از شما راضیه؟




بــلاگ تــو
نوای آنلایـن معبــر
ابزار وبلاگنویسی
فـال روزانه
آرشیو نمازجمعه ملارد
پیشنهاد ما به شما
مشاهده بهتر معــبر
افتخارات معبــر
وب مراجع و علما










کلیـپ منتخب معبــر
بیســـــــیم به مدیر
وبلاگهای مرکزی
خبرنامه ایـمـیلـی



رایانامه مدیر معبر
حــامی معبــر شوید
حـامیـان معبــر